تبليغاتX
و اینگونه بهمن متولد شد...

و اینگونه بهمن متولد شد...

الان یک ساله که اینجام . در و دیوار اینجا یک جورایی دوستای صمیمی من شده اند . خیلی چیزها هست که تا آخر عمرم کسی بهشون پی نخواهد برد و این دیوارهای بی جان شاهد آن بوده اند و در تحمل خیلی چیزها مرا تحمل کرده اند . تنها بوده ام . این تنهایی را هم دوست دارم . این یک ساله برای خودم همه چیز بوده ام : پدر - مادر - خواهر و برادر - دوست - همسر - فرزند و ... همه این نقشها را بازی کرده ام و تنها بوده ام . آدم در تنهایی یک جورایی می شود که من فکر می کنم شده ام

+ نوشته شده در چهارشنبه 18 آبان1384 6:4 PM توسط BAHMAN |


X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

تیر 1388

اردیبهشت 1388
آبان 1384



پیوندها

ღ₪ღ سها دخمل گل بابا ღ₪ღ
ღ₪ღ دست نوشته های مانی ღ₪ღ
ღ₪ღ دلم گرفته آسمون , از خودتم خسته ترم.... ღ₪ღ
ღ₪ღ رویای شیرین ღ₪ღ